سبوی معرفت

بریز در سبوی من کمی ز جام معرفت

تبلیغات تبلیغات

مولای یا مولای سرتاپا گناهم

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۲ ماه رمضان ۱۴۰۳ مولایَ یا مولای، سرتاپا گناهمعذری ندارم، شرمسارم، روسیاهممولایَ یا مولای، بیرونم میندازچیزی نمی خواهم، گدای یک نگاهمقلبم به ذکرت زنده می ماند حبیبمای منتهای حاجتم، ای تکیه گاهمتا پای من لغزید، دستم را گرفتیاز کودکی دادی نجات از پرتگاهمقدری مصیبت، های و هویم را در آوردغافل ازین بودم که هستی خیرخواهممولایَ یا مولای، با قبرم چه سازم؟!دلواپسِ تاریکی آن جایگاهماز مادریِ فاطمه بالانشینمبیرون کشیده بارها از قعر چاهمشاهم فقط مولا علی باشد ولاغیردور از ضلالت با علی در شاهراهممولایَ یا مولای، از هجرش خرابمدلتنگِ ایوان طلا و صحن شاهمیاد وداع آخرش با بچه هایشدر پشت درب خانه اش افتاده راهممولایَ یا مولای، کوفه بی علی شدچون پیر مرد کوفه غرق اشک و آهمپشتم شکسته گرچه، شکرش باز باقی استبین کفن پیچیده شد پشت و پناهمکوفه کفن هم داشت پس! ماندم که
ادامه مطلب

آمد ندا که وقت اقامت تمام شد

دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی، شب ۲۹ ماه رمضان ۱۴۰۳ آمد ندا که وقت اقامت تمام شدچشمی بهم زدیم و ضیافت تمام شدیار دلم، دعای ابوحمزه الوداعصد حیف، انس ما به چه سرعت تمام شدکم می کنیم زحمتِ خود را و می رویمای میزبان ببخش، اذیت تمام شدمانند ابرهای بهاری دلم پر استماه نجات و بخشش و رحمت تمام شدای وای اگر دوباره شوم تحبس الدعاباید چه کرد، ماه اجابت تمام شدهر شب به یاد صحن نجف مست می شدیمشب های دلنشین زیارت تمام شدگفتم: نماز و روزه و حجم فقط علی استگفتند: با علی است که دینت تمام شداو یکه جانشین بلافصل مصطفاستروز غدیر، بر همه حجت تمام شدهنگام مرگ کاش بگویند در برمدلتنگی اش به وصل شهادت تمام شدوقت وداع آمد و زینب به یار گفت:ایام، زود طی شد و فرصت تمام شدبوسه به حنجرت زدم و گریه ام گرفتپنجاه و شش بهار، چه راحت تمام شدرفتی و پیر کرد مرا داغ غربتتذبحت حسین، بعدِ سه ساعت تمام شدرفتی حسین، د
ادامه مطلب

فتح و ظفر را دید طهرانی مقدم

تقدیم به روح مطهر شهید حاج حسن طهرانی مقدمفتح و ظفر را دید طهرانی مقدمدر آسمان خندید طهرانی مقدمامنیت و آسایش ما اتفاقی نیستیک عمر، سختی دید طهرانی مقدمبا آن همه کمبودهای روزگار خودپای هدف، جنگید طهرانی مقدمامروز پیروزیم چون که سال‌ها قبلاین نسخه را پیچید طهرانی مقدمدر آسمان پر غبارِ مسجد الاقصینور رخش تابید طهرانی مقدمچون کوه راسخ بود و زور اعتقاداتشبر ظالمان چربید طهرانی مقدمبر کهنه زخمی که علی در روز خیبر زداز نو نمک پاشید طهرانی مقدمحقش شهادت بود و آخر پای این مکتبدر خون خود غلطید طهرانی مقدماو پرچمش بالاست و در خاطر ایرانشد تا ابد جاوید طهرانی مقدم محمد جواد شیرازی
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها